わたし の こどもたち - بچههای من*
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:43
مامان عسل زنگ زده بود تبریک عید بده میگه عسل هنوز یاد میکنه باهاشون نمایش عروسکی بازی کردی فیلم گرفتی. حوصلش سر میره میگه من رو ببر پیش اون خاله! ^_^ خوب میشه من از ذوق این تعریف تعارف-طوری خفه نشم؟ * عنوان watashi no kodomotachi هست که امیدوارم همین معنایی رو بده که جلوش نوشتم. :دی
道に迷ってしまいました - من گمشدم
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:43
بیماری م هست که پیشرفت کرده یا نه در حقیقت خود م هست که زیر فشار درمان ضعیفتر شده. هر چی که هست امشب خالهجان گریه میکرد و من گریهی خالهجان رو درک میکردم و با ترس ظرف میشستم و به حرفهای بقیه گوش میکردم و اشکهام میریخت. دقیقا نمیدونم برای عمق محبت و احساسم به م بود یا به خاله جان و حرفهای مامان و پدر ...
星を追う子ども - کودکانی که ستارهها را دنبال کردهاند
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:43
بعد از ظهر بلعخره این Hoshi o Ou Kodomo رو دیدم. عنوان دیگهاش کودکانی که صداها را دنبال کردهاند، ترجمه میشه یا سفر به آگارتا. خیلی خوب بود. اونقدر روحم رو لمس کرد و اونقدر در عین فضای فانتزی و تخیلی حقیقی بود و مفهوم واقعیای رو شرح میداد که وقتی تمام شد بدون اینکه پایان غمانگیز و تلخی داشته باشه، بی...
بانوی روشن دل شیلات
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:43
قبل از اینکه فرصتی برای فکر کردن پیدا کنم به نسخهی بدل آنی تبدیل شده بودم. فقط شعرهای کمتری حفظ بودم و تخیلات برای حبس کردن بیشتری داشتم. پ.ن : عنوان ژاپنی ندارد. ترجمه ی عنوان شعر تنیسونه. اگه درست بگم.
孤独 - تنهایی
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:43
امروز ... ادامه مطلب