زکات زندگی
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 6:52
شب همه بی تو کار من شِکوه به ماه کردن است روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردن است چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رو نهیم این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است نوگل نازنین من تا تو نگاه می کنی لطف بهار عارفان در تو نگاه کردن است لو...
伝説 - افسانه
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 1:25
دخترم،یک شب هم برات افسانه هزار درنای سفید رو تعریف میکنم. میدونی وقتی ۹۹۹ درنای سفید ساختی، با ساختن هزارمینشون درناها جون میگرین و پرواز میکنن و یکی از آرزوهات برآورده میشه؟ بهت یاد خواهم داد که قلبت رو با محبت کردن قوی کنی. اینجوری خیالم همیشه از بابت تو راحته درست مثل درناها. هر شب برات یک قصه م...
یک مهربانانهی آرام یا همچین چیزی
-
تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 0:35
+ شرمنده شدم! امروز یکی از بچهها که تبریزی هست و اصلا گرایشش با ما فرق داره، چون تو انجام پروژه کمکشون کرده بودم ، برام سوغاتی آورده بود و من الان یک آدم ذوقزده، خوشحال و شرمندهی تو کتابخونه نشستهام. و میگفت دلیلش حتی کمک کردن من هم نبوده ^_^ شرمندهام چون شب جمعهای فکر میکردم که چهقدر خستهام و چرا ه...
先生さん - استاد
-
تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 0:35
استاد ژاپنی یک وسواس عجیبی روی مساله به موقع رسیدن داره. دیروز وقتی رسید تو سالن نفس نفس میزد، دو دققه به چهار بود. دو قیقه واستاد تو سالن که درست سر ساعت چهار بیاد تو کلاس! در توضیح نفس نفس زدنش هم میگفت که ماشینم بنزین تموم کرد تو انقلاب تا پارکینگ هولش دادیم دیگه دویدم باقی راه رو تا به موقع برسم...
ما هیچ، ما نگاه
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 7:26
اونقدر به این موضوع که چی باید در توضیح به دکتر م بگم که دست چپم تا مغز سرم تیر میکشید و تپش قلب داشتم سر کلاس. اما واقعیت اینه که هیچ اتفاق مهمی نبودو طبق معمول همه چیز توی یک لوپ الکی از اغراقها افتاده بود، و دکتر گفت من اصلا اینجوری نگفتم و با خنده و مهربونی زیاد آرومم کرد که به خودت فشار نیار و ...
忍耐 - صبر
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 3:15
اصلا خوش اخلاق نیستم الان!یعنی در واقع کامپلیتلی آپازیت آو خوش اخلاقم. یعنی درواقع هر چی بداخلاقیه الان در من جمع شده و هی داره هستیش رو فریاد میزنه. من هم تصمیم گرفتم بذارم هر چه در که میخواد داد بزنه و لگد بزنه و شیشه بشکنه. چون توی دنیای واقعی نمیشه هیچ کدوم ازین کارها رو کرد حتی نمیشه به سیاق بچ...
کربلا غوغاست امشب
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 18:30
به قدر چند ده غروب جمعه امشب گرفته و غم داره. ایا اسب غرقه اندر خون/ ذوالجناح امشب از چه گریانیز چشمانت اشک میریزد / مضظرب حال و دل پریشانی
دعا
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 16:55
از نیمه شب گذشته و هنوز از بیرون صدای دسته میاد و صلواتهای متعدد. فردای هزار و چهارصد سال پیش الان از نگاه م خیلی غمانگیز و دردناکه. با حالتهای م دلم میخواد بلند گریه کنم. جز دعا و دعا هیچ تسلایی هم نیست و بعد این حالت بین خواب و بیداری، شفا هست خدا واقعا شفا هست؟ کاش میشد ساعتها بیدار بمونم و بعد ی...
تاسوعای امسال
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 7:38
اونقدر دلم گرفته توی این ظهر تاسوعا که فکر میکنم هر لحظه الان میترکه قلبم. چهقدر چیزهای زیادی هست توی دنیا که من هیچکاری نمیتونم در موردش بکنم برای هیچکس. اونقدر که نمیدونم حتی اگر قلبم ترکید باز هم کافی نیست. داشتم میمردم از خجالت . با این حجم از ناتوانی من به چه دردی میخورم واقعا پس؟ خاصی این روزه...
آب روز نهم
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 7:38
این روزها که همه دارن از تشنگی امام حسین میگن، ما کسی رو داریم که دیگه حتی آب هم نمیتونه بخوره. و این نغمهی غمانگیز تا شفا و شفاعت هی بناست که تکرار بشه. اون اوج سینه زدن جمعیت که هی میگن آب، عمو، عطش ...
هفت محرم
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 18:01
دلم گرفته بود. اجازه ندام تو مراسم شرکت کنم اخه هوا تاریک میه و برگشتن خطرناکه. شب جمعهای که رفتم مسجد خوابگاه دال عزیزم موندم. دال و همسرش که دفعهی اولی هم بود که میدیدمشون :) رسوندنمون خوابگاه. اما هر شب که نمیشه رفت پیش دال موند. چیکار کنم پس؟ دلم اصلا اما تو خونه نیست. هزارجای دیگه هست اما اینجا...
穏やかな - آرام
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 23:39
+ خاصیت این ایام اینه که قلب آدم قویتر میشه. آرومتر میشه. اینقدر هی بلند بلند نمیزنه. خودشم به اینور اونور نمیزنه. خسته نمیشه و بهانه نمیگیره. طوری که انگار گوش فلک رو میخواد که کر بکنه. وقتی میگن حسین ای آرام جانم ...
富 - ثروت
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 10:46
مینوی من، دخترم، این رو قرار میدم ذیل نامهها. تا خاطره من، خاطرهی ما بشه. اگر زمانی بودی و اگر زمانی این رو خوندی. از بچگی چه وقتی رو در قالب عروسکم میدیدم و اسمت رو جولیا میگذاشتم یه بعدتر که تنها یکک موجود خیالی برای شنیدن ناگویههای ذهن و پرحرفیهای تموم نشدنیم بودی، همیشه تو رو به نوعی در تمام وقا...
محرم
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 16:09
هفت برمیگردم. وقتی دارم میام تنها کسی که تو دانشگاست تک و توک اساتیدن و بچههای همیشه در صحنهی دکترا. این هوای بعد از غروب یکجور گرفتگی دلنشین خاصی داره. یک چیزی توی دلم میلرزه. بهش میگن بند دل! اصطلاح خوبیه. ادامه مطلب
عادت میکنیم*
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 16:09
گمونم دارم یاد میگیرم بدون ناراحتی :) بذارم! کمکم دارم عادت میکنم یعنی. دارم سعی میکنم که عادت کنم یعنی! :) بچهها اینجا (مقصر هم نیستنا از مهربونیشونه بیشتر و نمیدونن فلسفهی نگاه من رو به :) خوب ) تو هر اسمس/چت/ایمیلی سه تا :)میذارن به ازای هر خط! نمیشه بهشون توضیحم داد که چجوری هم فکر میکنم. نمیشه....
真実 - واقعیت
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 9:20
genial، Powtoon، Slides Ca ival اینها سایتهایی هستند که برای بستن اسلاید پیداشون کردم . قبلا از Prezi استفاده کردم و به نظرم هیجانانگیز اومد اما پیدا کردن اینها باعث یک هیجان وافری شده که دلم میخواد هر چه زودتر چوب خط ارایهام سر بیاد هر چند اگر بنا باشه بزرگترین ضعف من توی دنیا مشخص بشه اون همین ارا...
うた と せいかつ - شعر و زندگی
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:35
درخت که مثل همیشه است! چه اتفاقی برای پرندهها افتاد؟ که امروز، امروز نیست چه اتفاقی برای آینه افتاد که من… من… نیست… نیست! عادت میکنی به نام فروردین به نام کوچکت به نام کوچهها… عادت میکنی به کفشهای تازه خیابانهای تازهتر… به تمام شهر عادت میکنی. اما فقط عادت میکنی. ستاره جواد زاده ادامه مطلب
ندارد
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:35
شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشدهرچه خوبی بکنی با دل تو بد باشدتو به ایمان برسی اینکه کسی جز او نیستاو بعکس تو به هرچیز مردد باشدتو به هر در بزنی تا که به دست آوریشو جوابش به تو یک عمر فقط رد باشدبنشینی دو سه تا شعر بگویی که مگریکی از این همه شعری ،که بخواهد باشدهمه دلدادهترین فرد تو را بشناسنداو به...
春 - بهار
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:43
نگران فردام و البته خیلی فرداهای بعد. بحث این جداست که من با یک نگرانی ذاتی به دنیا اومدم الان بحث اینجاست که اتفاقا اینبار حق دارم و نگرانم. حس اعتماد به خودمهم از بین رفته.خودم از بینش بردم میتنوم دوباره بسازمش؟ این شروع جدید همون فرصت نویی نبود که بارها از ته قلب خواسته بودم؟ کاش کسی هر کس فقط می...
わたし の なまえ - اسم من
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:43
یه سری قواعدی داره ژاپنی که البته همهش رو بلد نیستم مثل همینکه کلمهای با انتهای به سکون نداره. یا دو تا صامت کنار هم قرار نمیگیرن که این رو بیش و کم ما تو فارسی هم داریم. یا اینکه حرف ف به صورت fu در میاد و چیزی بین ه و ف تلفظ میشه. یا حرف «ل» ندارن و از «ر» به جاش استفاده میشه و ازین دست قواعد. برا...