خرید بک لینک
دخترم،
یک شب هم برات افسانه هزار درنای سفید رو تعریف میکنم.
میدونی وقتی ۹۹۹ درنای سفید ساختی، با ساختن هزارمینشون درناها جون میگرین و پرواز میکنن و یکی از آرزوهات برآورده میشه؟
بهت یاد خواهم داد که قلبت رو با محبت کردن قوی کنی. اینجوری خیالم همیشه از بابت تو راحته درست مثل درناها. هر شب برات یک قصه میگم. یکیش تیستو. یکیش گلک چه مهربونه. یکیش فندقی و کار بزرگ. یکیش کوکو پرندهی ساعت. یکیش فاطمه خانم و ... قصههام که تمام شد خودم برات قصه میسازم. دنبال خرگوش بلبله گوش میدویم. درنا میسازیم و با هزارمین درنا توی یک دنیای بهتر پرواز میکنیم. و من موهات رو پشت گوش هات دسته میکنم سرت رو میبوسم و یک آرزوی برآورده شدهام رو میگذارم کنار برای مبادای تو.

د.د
مادرت

پ.ن :امشب اسمت درنا است. درنای سفید. سفید شیری :)
پ.ن : عنوان رو از ترنسلیت گوگل پیدا کردم. ژاپنیم ظرف بی ته نبود. کلماتم تمام شده و من دلم میخواست که عنوان افسانهی درناها باشه نه فقط افسانه.

برچسب: نویسنده: سارا حسینی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 1:25

صفحه بندی