+ هم سخنران خوبه. هم زودتر از بقیهی جاها مراسم شروع میشه. هم به طرز خوبی مسیر برگشت نزدیکه. فکر میکنم به من فکر کردی حتماً که اینجور انتخابهایی گذاشتی. چه لبخندی.
+ مسجد دانشگاه تو شب، وسط بازی بچهها، تو اوج دعا، زیر نور سبز و آبی و نوارهای قرمز و سبز اویز از درختها ... عاشقش میشم. طول کشید و حتی دیر شد اما بالاخره حس کردم به یه جای دیگه تعلق پیدا کردم.
+ خوند:
عاشقی را قابلیت لازم است طالب حق را حقیقت لازم است
عشق باید از معشوق اول سر زند تا به عاشق جلوهی دیگر دهد ...
+ بی قرار شدم.
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی