شهر مردگانه اینجا. به هیچکس نمیشه گفت چهقدر حس سبکی دارم. هیچکس نیست. همه انگار فقط راه میرن. هیچکس حواسش به هیچکس نیست. فقط میشه تو صفحهی گوشی لبخندهای نصفه-نیمه زد و گفت بریم برای راند بعدی. وسعی کرد همهی ذهن مشغولیها رو پس زد. بعد هم آهنگ رو فقط عوض کرد از همایون به فوجیتا مایکو لابد.
اینقدر فقط با خودم حرف زدم، با دیوار حرف زدم حس میکنم الآن میترکم اولین کسی که آشنا بود براش تعریف میکنم چه قدر آرامش دارم الان :| باید از آرامشها گفت و گرنه که لذت ندارن.
دکتر جلسهی قبل میگفت اینهایی که با خودشون حرف میزنن باهوشترن. اینجوری بخوایم حساب کنیم من باهوشم اما چون هیچکس دانشگاه نیست باهوشم. هوش به زور! :دی
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی