خرید بک لینک

+ آخ من به فدای همهی غروبهای رمضون که دلگیر نیستند دیگه.

اون بسمالله دم افطار، اون خرما، اون سفره، اون دعای سحر، اون ربنا، اون دلگرمی دم اذان شب، خوابآلودگی دم اذان صبح، تشنگی بعد کار زیاد، حس هدف داشتن ... گوشهی چشم آدم رو تر میکنه انگار. با یک حس خوب. خاطرهی همهی رمضونهایی که رفته و فکر همهی رمضونهایی که شاید بیاد.

دعا میکنم هیچکس نباشه که بخواد روزه بگیره و نتونه. دعا میکنم من هم برسم تا آخرش! :) آمین

پ.ن :این :) بالا از :)های خوب بود. نه ازون همیشگیها. اما شکلکهای تایپی قاصر بودن از حس من آخر دعام.

+ خستهام! شنبه یکشنبه این هفته بگذره بعدش حتماً دو روز ترک لپتاپ میکنم (حس میکنم از چشمم خون میزنه بیرون و مچ دست و گردنم شکسته). یک هفته هم میخوابم به جای همهی ساعتهایی که نخوابیدهام! :دی

+ ژاپنیها مردن از کار زیاد رو افتخار میدونن بهش میگن 過労死 (خونده میشه کاروشی.) ژاپنی باش هاله! :دی دیگه مسلم اینه که نمیمیرم از کار که!!

+ کِیها بیشتر مینویسم؟ وقتی سرم شلوغتر باشه! مریضیای چیزی دارم لابد.

برچسب: نویسنده: سارا حسینی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 10:52

صفحه بندی