دنیا جای ترسناکی شده، یک شب اگر خواب باشی تیتر خبرهای صبح یک طوریه که انگار یک سال خواب بودی. خبرهایی که حتی وقتی اتفاق بدی نیستن، اما باز هم ترسناکن. و اونهایی که اتفاق بدی هم هستن که دیگه خیلی ترسناکن! در کل همه چیز ترسناکه، توی این ترس و تاریکی هنوز هم منتظر روزی هستیم که «کمترین سرود بوسه است؟ و قلب برای زندگی بس است؟»
یکی از اتفاقات بد ترسناک:
https://www3.nhk.or.jp/nhkworld/en/news/20170619_18/
پ.ن : دیشب بعد از مدتهااا خوابیدم، خوابیدم و خوابیدم! خوابهام پر بود از رویا. بعضی ها که خیلی خوب بود و بعضیها که متوسط رو به بالا بود. اما همه خوب بود. یکیش خواب همسایهی رو به رویی بود. خواب میدیدم از پنجرهی پشت بوم نشستم پرواز دادن کبوترهاش رو نگاه میکنم. یک عالمه کبوتر سفید. هنوز هم بهشون فکر میکنم ته قلبم میلرزه. شاید به این خاطر بود که با دیدن خبرها اول یاد شعر شاملو افتادم. و آرزو کردم کاش بیشتر خوابیده بودم.
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی