قبلاً از خاطرات فاخر خرید اینترنتیم نوشته بودم، امروز که بعد از حدود سه ماه (ینی از دو فروردین تا حالا) زنگ زدم میگم کو سفارش من و نرسیده هنوز و ... بعد از چندین ساعت بررسی! گفتند که بار رسیده اما سفارش شما بینش نیست و اجازه بدین جعبهها رو بررسی کنیم بازم ... !!(میپرسم چرا؟ و هیچکس نمیدونه چرا!) :| فهمیدم که عطای اینجور خریدها رو باید به لقاش ببخشم و این انتلکتبازیها و خارجیبازیها رو بذاریم برای انتلکتهاش برای همیشهی همیشهی همیشه!
ــ اینجا من رو میبینید که عصبانیای چیزی میشم. البته فروشنده نمیبینه و هیچکس دیگه هم نمی بینه بلکه من با خودم عصبانی میشم :| ــ
پ.ن :
نوهی عزیزم اگر بعد از مرگم کیفی که خریدم احتمالاً!! به دستت رسید با یک مانتوی خاکستری-صورتیچرک ستش کن چون این کاری بود که مادربزرگت میخواست انجام بده و عمرش کفاف نداد :| و البته امیدوارم اون موقع خیلی الدفشنی چیزی نشده باشه و تو به من بابت بدسلیقگیم فحشی چیزی ندی و با لبخند استفاده کنی و فاتحه بخونی که اقلاً خیرش اینطور بهم برسه.
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی