خرید بک لینک

دراز کشیدم و به سقف نگاه کردم و ریپلی ساندکلاود رو فعال کردم و دقیقههای متمادی «ای دریغا» گوش کردم و هیــــــــچ کار نکردم. اینقدر حس عجیبی داشتم که فکر کردم اگر هر لحظه این حالت رو به هم نزنم ممکن داره یادم بره که زندهام. نشستم، آهنگ رو عوض کردم، هر جایی که اکانت داشتم آنلاین شدم (البته یادمه فاطمه یه پستی گذاشته بود تو وبلاگ قدیمیش که نوشته بود چراغ سبز الزاماً نشانهی زندگی نیست. آخه چراغ جیتاکش سبز بود همیشه.)، به غزاله زنگ زدم بپرسم کی میاد، کتابم رو آوردم ژاپنی بخونم و قبلش اومدم بنویسم که الآن دارم فکر میکنم آدم اگر هیچکار نکنه زود میمیره. آدم قبل از هر چیزی توی سکوت و سکونه که میمیره. اینجوری نیست؟ کاش هیچوقت نیاد وقتی که هیچکار نکنیم.

پ.ن: خدایا همهی مریضها رو شفا بده. امن یجیب مضظر اذا دعاه و یکشف السوء

برچسب: نویسنده: سارا حسینی تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 14:18

صفحه بندی