کنون کز مو به مویم اضطراب تازه میریزد / نسیمی گر وزد اوراقم از شیرازه میریزد
طالب آملی
_گفت: اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها توو آسمون و میان پایین، اینا اسمشون چیه؟
_گفتم: پرندهن
_گفت: نه! اینا که هی بی قرارن، هی بال بال میزنن، دلشون انگار تنگِ یکیه، اینا اسمشون چیه؟
_گفتم: پرندهن
_گفت: اینا که روزی صد دفه با دریا خدافظی میکنن و قسم میخورن که برنگردن، اینا که با چشِ گریون دریا رو میبوسن، میرن توو آسمون، بعد دلشون طاقت نمیاره و دوباره برمیگردن سمت دریا، اینا اسمشون چیه؟
_گفتم: پرندهن
_گفت: اینا که به هیشکی اعتماد ندارن، اینا که از دست هیشکی دونه نمیخورن، از همه میترسن؛
اینا که انگار یکی قالشون گذاشته،
اینا که هی لب اسکله می شینن،
زل میزنن اون دور دورا،
هی منتظرِ یکین که بیاد
اون یکی هم هی نمیاد،
اینا که انگار هی یکی رو صدا میزنن
بعد اون یکی هی نمیشنفه صداشونو،
اینا ینی پرندهن؟
_گفتم: آره، پرندهن
_گفت: هه! من این همه سال فک میکردم اسمم مَمَده ، نگو منم پرندهم!
لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد / بابک زمانیufeff
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی