خرید بک لینک

+همیشه جلسههای آخر ژاپنی به اندازهی سامیشن جلسههای قبل خوب و حتی عالین. امروز ه واسم کادو آورده بود. میگفت جلسه پیش اوردم واست نبودی، میگم مناسبتش چیه آخه؟ میگه همین که خوشت اومده بود از مال من! :دونقطهـلبخندبزرگ دونقطهـذوق دنیام پر از آدمای مهربونه ^_^

+ لیسنینگم ضعیفی چیزیه :| خداروشکر راه حلش بیشتر کارتون ژاپنی دیدنه!

+ امروز از اینکه ژاپنیم رو بیخیال نشدم به خاطر سمینار مسخره، خیلی خوشحال بودم و به خودم افتخار کردم و خداروشکر کردم. و تو دلم به دکتر م گفتم ببخشید دکتر ولی حتی یک ذره هم متاسف نیستم و راستش البته یک ذره متاسفم فقط که چرا اصلاً متاسف نیستم.

+ یکی از شاگردای قبلی استاد که ترم دوازدهه و با ک سنسِ درس داره، امروز اومده بود سر کلاس ما، میگفت هیچ کلاس نیتیوی مثل کلاسای آقای ت نمیشه. من هفت ترم اومدم پایین که بیام بشینم سر کلاس آقای ت ازین به بعد. آقای ت یعنی استاد ما. دونقطهـلبخندـبزرگ و خلاصه ینی من بعد یک همکلاسی جدید پیدا کردیم که از ترم دوازده اومده :||

+ خبر از همه بهتر اینکه تابستون هم استاد هست و شهریور میره که خوب هورررا! قسممون میداد استاد که این جمعتون رو حفظ کنید خیلی الان خوبید همهتون کنار هم. اینقدر جوک گفتن، خندیدیم امروز، که اینو گفت. :دی

+ به یک کشف جدید از خودم رسیدم. ینی جدیدا اینطوری شدم؟ مضطربم میخندم!! و این باعث میشه بیشرمی چیزی به نظر بیام ولی آنکانترولبلیه واقعا. من همیشه خودم رو غافلگیر میکنم که خوب ممنون!

برچسب: نویسنده: سارا حسینی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 2:32

صفحه بندی