تو خواب و بیداری فکر میکردم، اشکال نداره امروز دعامو نمیخونم چون خسته ام و خوابم میاد، زود بیدار شدم و زود رفتم دانشگاه که کار کنم. هفت و ربع که رسیدم دانشکده، از بلندگو داشت پخش میشد دعای عهد. چله ام نشکست، یعنی من شکستمش اما خدا نذاشت.
حس کردم نزدیکی. خیلی نزدیک.
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی