خرید بک لینک

استاد میگه تو با من مشورت کردی کلاس خارج دانشگاه ثبت نام کردی؟ (ژاپنی منظورشونه و اینکه وقتمو میگیره، تا حالا سه بارهم سرزنش که نه، سر کوفت زدن که چرا کارای جانبی کردی کارشناسی، مثلا جمعیت فلان! وقتتو باید میذاشتی سر کارت. عضویتم تو جمعیت فلان!! و خیلی خیلی کارهای کمی که کردم تنها نقطه ی کارشناسیه که بهش افتخار میکنم و قلبم رو گرم میکنه. مطمین باشید برسه فرصتش جمعیت فلان!! رو اولویتمیدم بازم به شش تا مقاله دادن)

دکتر من و شما هم مثل هم فکر نمیکنیم. مشورت نکردم و نمیکنم برای چیزی که انتخاب خودمه و دوستش دارم و بهش اطمینان دارم، چرا باید نظر شما رو دخیل کنم؟ میدونین دکتر همه ی اینا برای اینه که من نخبه نیستم. شما فقط نخبه ها رو میفهمید. در واقع من آدم اشتباهی توی زمان و مکان اشتباهی هستم. برای همین اینقدر ایده آل هام با کسایی که مثلا دوستامن و شمایی که استادم هستید فرق داره! مطمین باشید من ازون به قول شما "فقط فارغ التحصیلها نمیشم"، من به خودم اطمینان دارم، هیچوقت اینقدر اطمینان نداشتم. نمیدونم چه حکمتیه دکتر هر وقت از دیدن شما برمیگردم به روش خودم مصممتر میشم، لجبازم؟ نه! چون کاملا میفهمم چی میخوام باشم اینطوره. من ازین دو سال میخوام و مصمم که آدم بهتری بیرون بیام. طوری که خودم راضی باشم، شما رو نمیدونم.

پ.ن : راننده دکتر من رو رسوندن دم آموزشگاه که میخواستم کلاس ثبت نام کنم. البته صحبت های دکتر به این خاطر نبود. ایشون از قبل هم معتقد بودن بشین سرجات فقط کارت رو بکن. و نذاشتند که برم سر کار اول همین سال تحصیلی که می خواستم کاری رو با یه شرکت تجهیزات پزشکی شروع کنم به توصیه ی موکد ایشون رهاش کردم. دومین مورد وقتی بود که موسسه ر قبولم کرده بود باز به توصیه ی دکتر جلسه ی مشترک نذاشتیم با استاد م. (البته این مورد رو ازشون متشکرم چون ارتباطات این موسسه و دختر بودن! کمی بعد برام دردسر درست کرد و موجب شد داوطلبانه و با سر کنار بکشم از ادامه ی پیگیری)، سومین مورد کاری بود که آقای ح تی ای سابق برام جور کردهبود و باز هم مشورت و باز هم اجازه ندادن استاد! حالا چیم؟ یه میرزا بنویسی که خودش هم نمیدونه میخواد چیکار کنه و کلاس خارج دانشگاه هم نره چون به کاراش نمیرسه و به کارها نرسیدن یعنی آدم ضعیفی بودن! این آخری رو نیستم، نیستم، نیستم.

* پایان ترم دو برای من با فهم این مساله همراه شد که تا امروز همه ی کسایی که توی این دانشگاه تحسینشون کردم بسیار بسیار متفاوتاز ایده آل های من بودند. نه به این معنا که دوستشون ندارم به این معنا که دیگه تحسینشون نمیکنم و هیچکدوم رو همدل با خودم نمیدونم احتمالا فقط هم کلامیم توی این مدت.

برچسب: نویسنده: سارا حسینی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:15

صفحه بندی