+ نوشتم «چه عصر آهستهی عجیبی» و «هر چه پراکندگی بود» در من جمع شد.
+ واحد صحبت من و ر با گفتن «خوشبهحالت بر ثانیه» کنترل میشه. اصلاً با کسایی که هی میگن «خوشبهحالت» الکی یا راستکی نمیتونم درست و حسابی صحبت کنم. خیلی حس بدی بهم میده. و حس معذب بودن و حس الکی بودن. و حس تظاهر.
+ اسلاید آخر نوشتم : «امروز علم تنها خدمت به انسان میکند حال آنکه رسالت مقدستر علم ... و فوریتر و مقدمتر آن، اصلاح انسان است و شناختن انسان.»
از کتاب «علی حقیقتی بر گونهی اساطیر» جداش کردم. این کتاب و «پدر، مادر، ما متهمیم» تنها کتابهایی هستند؛ از شریعتی، که چندین بار مرور کردم.
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی