همیشه (شایدم از یه وقتی به بعد) فکر میکردم چرا مربا باید شیرین باشه؟ یا لواشک باید ترش باشه؟ یا مثلا تو قیمه به جای لپه چرا لوبیا نمیریزن( این رو البته ترجیح میدم امتحان نکنم هیچوقت به نظرم خوشمزه نمیشه :دی)؟ چرا رسمهامون رو نمیشکنیم و وقتی لازمه که متفاوت باشیم متفاوت عمل نمیکنیم؟ من یه بار اینکارو کردم هر چند نتیجهی جالب توجهی نداشت. اما هیچوقتم به خاطرش پشیمون نشدم. همیشه هم به خاطرش خودم رو تحسین کردم. شاید جزو معدود کارهایی تو زندگیم که بهش افتخار کردم یکیش این بوده که یک بار خیلی متفاوت عمل کردم.
البته خوب از این مقدمه فقط جملهی اولش رو لازم داشتم. امروز بالاخره بیکار بودم و لازم بود که سر بیکاریم یه بلایی در بیارم (از بیکاری جادوگر شدن). تصمیم گرفتم هستهی آلبالوهای تو یخچال رو بگیرم برای آلبالو پلو و یه بخشیش رو هم کمپوت بکنم که خورده شن ( چون تکنیکلی با معدهی من آلبالوی ترش سمی چیزیه). اما خوب یکهو فکر کردم، کی گفته کمپوت باید شیرین باشه؟ چرا شور نباشه؟ چرا اصلا هم شیرین، هم شور، نباشه؟ با این ایده که یک بار بالاخره این رو امتحان کنم ( تو خونه عمراً مامان اجازه نمیده سر غذا همچین بلایی بیارم) کمپوت رو با بیس کمپوت بودنش درست کردم و مرحلهی آخر به کمپوت شیرین مایل به ترش، نمک اضافه کردم تا وقتی که فکر کردم بسه!! و تاداااااااا به نظرم خوشمزهترین کمپوت آلبالوی دنیا رو درست کردم :)) خیلی راضیم از مزهاش! هم شوره هم شیرینه، هم ترش! شبیه هیچ کمپوت دیگهای هم نیست.
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی