خرید بک لینک

موسیقی زنده است و ایرانی. هنوز داشت از ذهنم میگذشت که خدا کنه با بازخوانی این پاپهای چیپ حال بارون رو خراب نکنن، که شروع شد!

یک سری آهنگهاب هشل هفت بود و بعد هم پرسونپرسون تنها چیزی بود که میشناختم(با ورژن خوبی که من شنیده بودم فاصلههااا داشت) اما هوا اینقدر خوب بود که برام هیچی مهم نبود. درگیر خودم بودم. اصلا حواسم هم نبود. گوشی به دست راه میرفتم و عکس مینداختم. مهم نبود و حواسم نبود تا ... وقتی که شروع کرد به خوندن: (من توی زندگیتم ولی نقشی ندارم اصلا /تو نشنیده گرفتی هر چی شنیدی از من/ .../ آخه دوووو ست دااارم)

و من؟! آخ که دلم تنگ شد، چشمم پر اشک شد و خندیدم. به غزاله نگاه کردم و اوم خندید. بعد اینقدر خندیدیم که نفهمیدم اشک چشمم از دلتنگی بود یا از حس خوب!

این آهنگ من و د بود. همونطور که کفترکاکل به سر! آهنگ وقت مبادای من و ف بود و کلی خاطره و خوشی داشتیم باهاش، این هم وقت مبادای من و د بود. هزار و یک سال عمر نکردیم اما هزار و یک تولدمون با شعار چطور چیپترین باشیم و با این آهنگگذشت. یک عالمه دورهمیهای بیدغدغه. اتوبوسهای تا بیرجند. آهنگها بیشتر از هر چیز پتانسیل خاطرهسازی دارند. غزاله و آ هم در این آهنگ شریک بودند. در وقت مبادای ما.

د جانم،

امکان نداره یادت رفته باشه قرار بود روز عروسیت این آهنگ رو بذاری و من کاری بکنم که هیچوقت نکردم :دی فقط به خاطر تو! چون من خواهر عروس بودم. و باید در مقام خواهر عروسی برات سنگ تمام میگذاشتم. میبینی د جان که عروسیت رسید و خواهرت نبودم؟ نبودم تا صمیمانهترین دعاهای عهد ویکتوریا! رو با یک بوسه ی شرقی مادربزرگ مآبانه بر پیشونیت، بدرقهی راهت کنم. تا بخندم و باهات عکس بندازم و پیرهنی که برای روز عروسی تو تمیز و بادقت کنار گذاشته بودم و میخواستم خاص تو باشه، بپوشم و برای خوشحالیت خوشحال باشم. میدونی وقتی دوم دبیرستان بودیم وقتی مامانت من رو میرسوند خونهمون به من گفته بود که هیچ وقت تنهات نذارم؟ میدونی مامانت بهم گفته بود واست همیشه خواهری کنم؟ میدونی من همیشه فکر میکردم هم خواهرتم هم مسئول کنارت بودنم هر چند بعدها تو رضوان رو داشتی و ف رو و غ رو و ش رو حتی. اما من باز هم من خوشحال بودم که مسئولیت مهمی دارم؟ د عزیزم، چطور میتونم امشب کنارت نباشم و یکهو از این همه فاصله به غریب ترین و عجیبترین شکل ممکن آهنگ دو تاییمون رو بشنوم و یادم بیاد که ما روی این آهنگ به هم قول داده بودیم!! دنیا چه قدرررر کوچیک و خاطرات ما چهقدررر نزدیکن به ما و چطور به ما درست وقتی بر میگیردن که انتظارش رو نداریم. کاش تو هم یادت باشه. کاش یکهو وسط همهی شلوغی یادت بیاد که این قرارمون بود. شاید اصلا بین همهی آهنگهای عروسی یکهو رسید به همین ترک از محسن یگانه و تو هم همین حالی رو داشتی که من داشتم. و یک لحظه فقط یک لحظه از ذهنت گذشته که قرار بود برای این آهنگ شادی کنیم. چه قدرررر حسرت خوردم یکهو که امشب کنارت نبودم. بگو که تو هم حسرت خوردی! فردا شب چک میکنم. اصلا میدونی بیا فکر کنیم امکان نداره تو با تمام وجودت یکهو یاد یک نفر بیفتی و یک نفر همینقدر یکهو، یاد تو نیفته. توازن دنیا به هم میخوره اصلا. دنیا یک طرفی هیچوقت جلو نمیره. بیا خوشبین باشیم. خوشبین باشیم که امشب هر دو درست همین لحظه که من آهنگ رو میشنوم یاد قرارمون بودیم.

عزیزترین خواهر دنیا، مخاطب یک عالمه از نامههای احمقانهی خواهر خنگ و کتبیت، مبارکت باشه شروع جدیدت. خوشبخت شو! حتما خوشبخت شو! و حتما خوشبخت زندگی کن. من مطمئنم تو بهترین همسر و مادر دنیا میشی درست همونقدر که خواهر خوبی بودی، شاید کمی هم بیشتر!

لبخند

آرزو

لبخند

پایان

برچسب: قراری,وقت,گذشته,قانون,جذب, نویسنده: سارا حسینی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:57

صفحه بندی