خرید بک لینک

امروز یک آدمی که خیلی بزرگه، و بزرگیش سقف نداره، از فرط ایمانش، از فرط علمش و از فرط فایق اومدنش به خیلی مشکلات، برام تعریف کرد، یه موقعی برای سربازی رفتنش کارش افتاده به یه جناب سروانی (یا هر چی که من نمیدونم) و اون با درست شدن کارش موافقت نکرده میگفت من اون روز بهش گفتم ممکنه شما ستارههای زیادی داشته باشین ولی کسی هست که ستارههاش از شما هم بیشتره. میگفت با همین یه جمله همه رو گذاشتم پشتسرم و ادامه دادم. میگفت راز من در گفتن اینجور جملاته واسه خودم، وقتی همه چی علیه منه.

امروزم اینا رو گفتن واسه من، واسه اینکه من باید میشنیدم تو اون موقعیت و من ممنون بودم.

پ.ن : آدمهایی که وقتی صحبت میکنن کلامشون شعر میشه، شعار میشه، جملهی بزرگان میشه. اینها همون آدمهای بزرگ زندگیمان. ممنونم آدم بزرگهای زندگی کوچیک و خیلی کوچیک من!

برچسب: کاروانی که بود بدرقه اش,کاروانی که بود بدرقه اش لطف خدا,کاروانی که بود, نویسنده: سارا حسینی تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 17:15

صفحه بندی