احتمالا همه آدمها روزهایی مثل امروز رو در زندگیشون تجربه میکنن. مثل من یا متفاوت با من. اما طرزی که با خودم صحبت کردم خیلی خوشحالم کردهبود. احساس ژاپنی وجودم به ماکسیمم رسیده. اینکه هر کس برای خودش یک همچین فرهنگی تعریف بکنه که در چارچوب اون فرهنگ بتونه و بخواد که ایدهآل عمل بکنه، غمها و ترسهاش رو بریزه و با اون زبون صحبت کنه، یک موهبته. من این رو به چشم یک فرصت میبینم و لحظاتی مثل تمام لحظات امروز در تمام صحبتهای خودم با تو فکر میکنم که چهقدر از ته قلب میخوام ازت که حتی یک لحظه هم ترکم نکنی. میدونی چه جور خونهای رو دوست دارم؟ خونههای باغچهدار و حیاطدار؟ خونهها شیک و مدرن و سفید؟ خونههای قدیمی و دنج؟ خونههای روشن و گرم؟ نه! خونهای که هیچکس ترکش نکنه و هر نقطهای که بود به اون خونه به عنوان امنترین محل دنیا فکر کنه. میخوام این خونه رو توی قلبم و برای تو بسازم. میخوام که تو هیچوقت اینجا رو ترک نکنی. هیچوقت رهام نکنی و هیچوقت ناامید و مستاصل نشم از فرط ندونستن حکمت تو. با تمام قلبم، با تمام وجودم این رو دعا میکنم.
برچسب: کعبه دلها,کعبه دل,کعبه دلها بدیعی,
نویسنده: سارا حسینی
تاريخ: جمعه
10 دی
1395 ساعت: 17:16