وقتی کسی رو بیهوش میکنن، بعد به هوش اومدن چرت و پرت میگن؟ همه بیهوشیها یا فقط بعضیهاشون؟ فقط حرفای خندهدار میزنن یا ممکنه که آدم رازهاش رو هم بگه؟
راز بزرگی وجود نداره اما بالاخره حس میکنم هیچکس هم خوشش نمیاد بعضی فکرهاش رو یه وقتی بلند بگه خب! :(
هر چی ویدیو دانلود میکنم میبینم همینجوریه، تایتل زده فانی چی چی، آخه برای خود اون آدمه که فانی نیست که. :||
بعد نوشت : کامنت گذاشته بود دوستی که بالاخره درسته، نه بلعخره :)) درسته حق با شماست و من به درست نویسی فارسی بسیار معتقدم اما جدا فشار و استرس روی بلعخره از بالاخره بیشتره! خوب به هر حال اینجا قلمرو منه و من کینگم فلذا ادبیاتشم حتما من درآوردیست، در هر صورت تنکیو وری گومابسینیدا! ;)
بعد نوشت 2 : من که با خیلی انتقادپذیری جواب کامنت دادم!؟ چرا فکر کردید انتقادپذیر نیستم؟ اصلا اگر غیر خصوصی هم میذاشتید ناراحت نمیشدم. یعنی اساسا مسالهی خاصی نیست. مثلا اینطور نیست که نوشته باشم سپاسگذار! که. حکم شوخی رو داره و صد البته اگر میدونستم مخاطبم ممکنه که از نوشتههای من تاثیر ادبی بگیره بیشتر رعایت میکردم اما مطمینم که اینطور نیست.
دیگه اینکه درسته که در متن خصوصی میشه هر طور نوشت و در فضای مجازی باید درست نوشت و این قصهها، اما اینجا برای من حکم همون محل خصوصی رو داره. نگاه کنید به دور و ور وبلاگ هم جز سکوت و صدای خودم چیزی نمیبینید چون هیچ چیزی که برای کسی ارزشی داشته باشه نمینویسم. ربط جامعهشناسانهاش رو البته متوجه نشدم. :)
پ.ن : حاشیه این متن از خودش بیشتر شد :دی
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی