خرید بک لینک
+ مرز اینکه چه دعایی درست هست چه دعایی درست نیست رو هم نمیدونم حتی؟!
خجالت میکشم بگم امروز توی خواب و بیداری چه دعایی میکردم. اما واقعیت اینه که خجالت فایده نداره من دعام رو کردم، خدا هم شنیده و من اگر راستش بنا باشه که دوباره دعا کنم شاید باز همین دعا رو بکنم اینبار محتاطتر.

+ دکتر گفت زخم معده و دفترچه رو بست، میگه از استرس! هی فکر میکنم استرس داشتم؟نداشتم؟داشتم؟ ...

+ اعتراف میکنم که حسودی میکنم به این آدمای فیلما، حتی اگر بنا باشه همه چیز با تلاش به دست بیاد من در هر صورت حسودی میکنم که برای اونا بلعخره به دست میاد.

+ من با شعارهام خیلی خوشحال و خوشبختم اما فهمیدم حتی ریحانه هم اینجوری فکر نمیکنه.

+ اگر جاش رو میدادن بهم و فرصتش رو تا کمر خم میشدم و معذرتخواهی میکردم از خیلی خیلیها!

+ اینقدر این چهار روز مدام خوابیده فیلم دیدم؛ و اونقدر عاشقشون شدم و پا به پاشون گریه کردم و خندیدم و عصبانی شدم که الان که آخریش هم تمام شد و من باز مجبورم پهلو به پهلو بشم دارم فکر میکنم که چهقدررر از همهشون متنفر متنفر متنفرم!!! و این یه دلیل خیلی ساده داره، چون فیلمها هم تموم میشن و این حالت غمانگیزی داره که باعث میشه تو دوباره برگردی به فکر کردن به دعایی که نمیدونی خوب بود، بد بود، خدا رو عصبانی کردم، نکردم؟ استرس دارم؟ ندارم؟ و ...

+ عنوان مطلقا به هیچ خطی ربط نداره.

برچسب: نویسنده: سارا حسینی تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت: 19:22

صفحه بندی