خرید بک لینک

+ حالا میینیم که به حماقت یک عده از مردمِ به دنبال سوژه که با ساختمان در حال ریزش عکس انداختن و ازش فیلم گرفتن؛ بیانصافی و حماقت اون عده مدعیان عقل و شعور هم اضافه شده که عکس و فیلم اونها رو پخش میکنند با این کپشن که خاک تو سرتون! ما با پخش عکسهای شما آبروتون رو میبریم!!:|||

تا کی میخوایم برای هم بزنیم و هم دیگه رو ضایع کنیم؟ روی حماقت رو با یک حماقت جدیدتر میپوشنن؟ حالا موندم تو این اوضاعی که توی مدارسش دخترها تفریحشون شده «خونبازی»!؟ و یه عده از مردمش نه رفیق و پشت هم، بلکه بزن و در رو و بشین-تماشا-کنِ همدیگه شدن، و مسیولینش به دنبال رفع تقصیر و شوآفهای سیاسین و هر کسی دنبال اینه که حالا به من چی میرسه؟ و اولین فکرش بعد از هر اتفاق اینه که به ضرر من شد یا به نفع من؟ و .... چی کار باید بکنیم که بشه درست زندگی کنیم؟ نباید از غم این درد بمیریم تا درست زندگی کرده باشیم؟ یا میشه واقعا راهی پیدا کرد و سربلند بیرون اومد ازین غم؟ ۴۰ روز دیگه که اربعین دیروز هم سر اومد و غم این روزها برای ما شد فقط غم گرون شدن لباسهای دم عید و فراموش کردیم که چجوری یک عده به خاطر ما و فقط به خاطر ما کشته شدن، اونوقت آیا یادم خواهد موند که نیت کرده بودم از این به بعد درست زندگی کنم؟ مگر عمر حافظهی تاریخی ما به قدر همین ۴۰ روز یا یکسال و دست پر دو سال نیست؟ که کم هم فراموش نکردیم جنگ رو... و وقایع اتفاقیه هر سالهی دنیا رو.

+ دردناکتر از همه این اتفاقات برام پوشش صدا-سیماست. فقط شبکه شش نوار مشکی زده به رسم همدردی. شبکههای دیگه اما در حد اخبار نیمروزی عکسالعمل نشاندادهاند. این واقعه چه بعدهای زیاد و دردناکی داشت.

+حالا فقط یک عده آدم داغدیده، یک ساختمان ریخته و یک عده مردمی که در سر و کله هم میزنند باقی ماندهاند. فکر این همه سرما هم قلب هر کسی را فشار میدهد.

برچسب: نویسنده: سارا حسینی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 7:32

صفحه بندی