پیش نوشت :این پست مطلقا سیاسی یا دفاع از جنا خاصی نیست. این یک پست فقط استوار بر قوانین انسانیست.
هیچوقت گفته بودم حالم از سیاست به هم میخوره؟ آره حاااااااالم بد میشه!
از اینکه عکس آدمهایی رو منتشر کنم که تنها فرقشون با من اینه که تو شرایط سختتری به دنیا آمدن و سطح زندگیشون با من فرق داره، متنفرم! اونم در حالی که دارم نشون میدم که دارم لطف میکنم و به دیدنشون میرم! و اونها لابد! باید ممنون من باشن که من اینقدر به فکرم! چججوری همه دم حمایت از مردم رو میزنن در حالی که حتی نمیتونن حامی عزتنفس اونها باشن فقط؟ کار و ازدواج و سلامت و اینها رو بیخیال! فقط عزت نفس اون بچهها رو بهشون برگردونید. من از سیاستی که به آدمها اجازهی این جور رفتار کردن میده، بدم میاد. این سیاست اسلامی که هیچی، توی هیچ شریعت و مذهب هم هیچ، توی قوانین انسانیت هم نیست. این درد کمی برای من نیست وقتی خودم رو میذارم جای بچههای اون عکسها. خانوادههای اون عکسها.
کاش هیچوقت این که باید اینطور بود و اینطور نبود رو فراموش نکنم. این هم از ترسهامه. اینکه انتقادات تند و سختم روزی به خودم برگرده. سخته و دردناکه. خدایا ازمون محافظت کن.از همهی ما.
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی