最近どう - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 9:23
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
私わ ... - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 9:23
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
از سری غرهای سمینار - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 13:58
یکی از دانشجوهای دکتر م پیام داده، که : «دکتر دیروز خیلی مهربون بود. کارم رو یه نگاه کلی کرد و بعد با دقت و حوصله تصحیح کرد.» بعد میگه: «مشکل شما چیه مگه؟ دکتر که میگن خیلی کارتون رو دوست دارن.» من : «دوست دارن؟؟» :| :| :| :O الآن اگر دوست دارن فکر میکنن بگن من پررویی چیزی میشم؟ این چه فکر غلط
گفتند این سیاسیست! - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 13:58
از تفرقه و اینها هم حرف نمیزنم که همه میگن. برای من اون جاییش خیلی دردناکه که میبینم از همهی فرصتهای مذهبی استفاده میشه برای اینکه عقیدهی یک بخش خوبی از جامعه رو ببرن زیر سئوال بدون اینکه همون در لحظه و با فرصت برابر بهشون جایی برای حرف زدن داده بشه. ازونجایی دلسردی درست میشه که این آدمها می
در خیالات خودم زیر بارانی که نیست* - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 13:58
هیچوقت کسی رو دیدی که بارون رو به برف ترجیح بده؟ خوب من. میدونی چی بارون اینقدر متفاوته از برف؟ صداش! نرمی و سفیدی برف یک طرف، سکوتش اما به قدر سر و صدای بارون امیدبخش نیست. بعضی وقتا مثل دف بعضب وقتا مثل گیتار. امروز اگر یک روز از آبان بود و بارون میبارید من حتماً از زندگی چیز دیگهای نمیخواست
وقتی کم کم همه چیز جایگزین میشود - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 13:58
از وابستگی ما به تکنولوژی همین بس که دیدن تمام شدن عمر جیتاک هم برام غمانگیز بود. داده بودم پسوردم رو به فاطمه رفته بود زیر پست خیلیهایی که باهاشون رودرواسی داشتم (ینی تقریباً همه) کامنت گذاشته بود. :)) چهقدر بعدش خندیده بودیم، حتی مجبورش کردم ایمیل عذرخواهی بزنه بهشون،عنوان ایمیل هم گذاشته بو
پرنده - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:28
کنون کز مو به مویم اضطراب تازه میریزد / نسیمی گر وزد اوراقم از شیرازه میریزد طالب آملی _گفت: اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها توو آسمون و میان پایین، اینا اسمشون چیه؟ _گفتم: پرندهن _گفت: نه! اینا که هی بی قرارن، هی بال بال میزنن، دلشون انگار تنگِ یکیه، اینا اسمشون چیه؟ _گفتم:
جایی که دریا به آخر میرسد و آسمان آغاز میشود - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:28
میخواهم آب شوم در گستره افقآنجا که دریا به آخر میرسد و آسمان آغاز میشود،میخواهم با هر آنچهمرا در بر گرفته یکی شوم،حس میکنم و میدانمدست میسایم و میترسم ،باور میکنم و امیدوارم که هیچ چیزبا آن به عناد برنخیزد ،میخواهم آب شوم در گستره افق،آنجا که دریا به آخر میرسد و آسمان آغاز میشود. مارگوت
ایشالا حاجت روا شی! - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:28
با بچههای دانشگاه کارشناسی یک گروه داریم که پیوسته یه چلهای میذارن که یه دعایی، کار مثبتی، تصمیمی رو روزانه انجام بدیم تا چهل روز بعد هم عوضش میکنن و یه قرار دیگه ست میکنن. بعضی وقتها هم بعضیا که دوست دارن میان از تاثیرش میگن و خلاصه اینکه خیلی آدمهای ناب و خوبین. قبل از ماه رمضونی یه لیست درست
قلقل غریبانه کتری تعبیر دیگهی دلتنگیه، امشب - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:28
کتری رو که آب میکنم میذارم روی گاز، فکر میکنم به صدای غمانگیز و بیامید کتری توی سکوت خونه. بعد میشینم که همین رو بنویسم بلکه از غمش کم شد. چه حکمتیه که اینقدر رفتن رمضون دلتنگکننده است؟ در هر صورت عید اما مبـــــــــــارکمون باشه از همین قبل افطار! مبارک! مبارک! مبارک! (لبخند)
چیزی که برای بقیه میپسندی برای خودت هم بپسند! - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 14:18
همیشه آخر حرفها/چتها میگم «موفق باش"یم"» و اینجوری خدافظی میکنم به خصوص وقتی بحث کارهامونه. بچهها هم همیشه میخندن (یا استیکرش رو میفرستن) و تا حالا نمونهی خلافش اتفاق نیفتاده(با اغماض). :| جرا خندهداره که واسه موفقیت و خوشحالی همهمون آرزو کنم؟ اتفاقاً به نظرم اینجوری صادقانهتره تا وقتی که بگ
در روندگی دائمیست هستی رود (روایت دوم) - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 14:18
دراز کشیدم و به سقف نگاه کردم و ریپلی ساندکلاود رو فعال کردم و دقیقههای متمادی «ای دریغا» گوش کردم و هیــــــــچ کار نکردم. اینقدر حس عجیبی داشتم که فکر کردم اگر هر لحظه این حالت رو به هم نزنم ممکن داره یادم بره که زندهام. نشستم، آهنگ رو عوض کردم، هر جایی که اکانت داشتم آنلاین شدم (البته یادمه فا
«یهو» - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 14:18
محمدمهدی پیام داده، ببین امام رضا(ع) من رو یهو طلبید. با این «یهو» خیلی اتفاقای خوب یهوی دیگه ممکن داره بیفته، یهو معجزه شه، یهو خاله معصوم خوب شه، یهو مامان خوشحال شه، یهو همه خوشحال شیم، یهو دلمون گرم شه. من یهو منتظر خیلی چیزای یهوی دیگهام. اصلاً یهویی همه چی خوب باشه خیلی خوبه. یهو دیگه دلمون
پر از آرزو - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 14:18
پاسخ::))) عه آخرین پست بهار! خودمم نفهمیده بودم تنکیو وری آریگاتووو ;) همیشه پست زیاد میذارم، پاک کردم یه تعداد زیادی از فروردین و اردیبهشت رو. چرا؟ نمیدونم! :دی
بگونیا-ساکورا-هانامی - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 14:18
+ بگونیا پر از گل شده! ایوون خوشگل شده. نگاهش که میکنم دلم روشن میشه. دونقطهـلبخند + 花見 که خونده میشه (hanami) فستیوال بهاره است تو ژاپن که ملت زیر درختهای شکوفهی گیلاس میشنن، حرف میزنن و چیزی میخورن (مرسومهاش که من میدونم 酒 و 和菓子 ایناست که اولیش به ما چه! دومیش رو با お茶 میخورن که دوست دارم ام
نگاه - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 14:18
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اشیا جاندارند - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 14:18
هیچکس نمیدونه اما تسبیح سبز بلندی که دور مچم ده دور تاب میخوره، حالا برام یه معنای دیگه هم پیدا کرده. برای همین زنده بودنشه که دوست دارم همیشه دور مچم باشه. پ.ن : فکر میکنم قدرت ذهن و قلب آدم خیلی بالاست که میتونه اشیا رو هم زنده کنه.
どもすみません - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 14:18
+ امروز تو درسمون میدیدیم که آقاهه به جای تشکر، عذر خواهی میکرد. نگاه که میکنم منم همیشه ممنون بودنم با متاسف بودن همراه بوده. البته این کار من به دلیل پشت کار اونها هیچ ربطی نداره. فقط اینکه چرا من همیشه متاسفم و متشکر؟همیشه هم همینجوریه. این البته یک معنی بزرگ مثبت داره اینکه دنیام پر از آدم
یک اجرا، یک تجربه - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 14:18
خیلی همه چیز خوب بود هرچند اپرا نبود. :)) در واقع اجرهایی متعدد و متنوع از آدمهای متعدد و متنوع بود که ف جان بخشی رو اجرا میکرد مربوط به اپرای ازدواج فیگارو. در هر صورت بدون شک یکی از جالبترین تجربههای زندگیم بود. اونقدر به نظرم جالب بود که برام سخته بگم بهترین اجرا از کی بود! اجرای ع سیزده سا
If life could be a duet ... - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 14:18
دوئتی که دیشب اجرا شد. هنوز هم شنیدنش چشمام رو میسوزونه. ( link) I want to spend my lifetime loving you) ) Moon so bright night so fine Keep your heart here with mine Life's a dream we are dreaming Race the moon catch the wind Ride the night to the end Seize the day stand up for the light I want

برچسب‌های محبوب

هفت محرم | کربلا غوغاست امشب | ما هیچ | ما نگاه | ما هيچ ما نگاه | کاروانی که بود بدرقه اش | کاروانی که بود | کعبه دل